![]() |
![]() |
|
| با من غریبگی نکن ...... با من که در گیر توام |
|
باز هم آمدي تو بر سر راهم آي عشق ميکني دوباره گمراهم
در راه من جواني را به سر کردم
تنها از ديار خود سفر کردم
ديريست قلب من از عاشقي سيرست
خسته از صداي زنجيرست
خسته از صداي زنجيرست
دريا !!!!!! اولين عشق مرا بردي
دنيا !!!!!! در دم مرا تو آزردي
دريا !!!!!! سرنوشتم را به ياد آور
دنيا !!!!!! سرگذشتم را مکن باور
من غريبي قصه پردازم
چون غريقي غرق در رازم
گمشدم درغربت دريا
بي نشان وبي هم آوازم
ميروم شبها به ساحل ها
تا بيابم خلوت دل را
روي موج خسته دريا
مينويسم اوج غمها را |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/28ساعت 17:15 توسط شاپرک |
|
|
بوی دستان پر از تاول و نان می آید
چه قشنگ است پدر خنده کنان می آید به نگاه پدرم خنده همیشه جاری ست با حضورش به خدا خانه به جان می آید پدرم در همه خاطره هایم پیداست پدرم یک غزل خسته ولی پر معناست پدرم خسته نباشی پدر محبوبم بوسه بر تاول دست تو پدر جان زیباست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/24ساعت 11:26 توسط شاپرک |
|
|
باز هم روز پدر
پیشاپیش روز پدرو تبریک می گم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/22ساعت 11:12 توسط شاپرک |
|
|
می خواهم ...
در باختن ... در بردن ... در زیستن و در مردن ... شانه به شانه ات بیایم ...در فصلهای سرد .... پایم را بر گودی جا پایت ... بر مخمل برفها بگذارم .. و با حضور بهار ... از مزرعه سبز دستانت برویم ... می خواهم مینیاتور شریف خنده هایت ... در هجوم بالغ گفته هایت ... ثانیه شمار روزهای با تو بودن .... باشد .. و برگ برگ این تقویم ... با توو پيروزي هايت به آخر برسد !! استقلال عزيز |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/03/25ساعت 12:29 توسط شاپرک |
|
|
شاپرک می مییره اگه استقلال قهرمان نشه...
پس داش فرهاد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/03/22ساعت 15:34 توسط شاپرک |
|
|
پر از بغضم پر از حرف سکوتم
تورو گم کردم اما روبروتم منو برگردون اون جایی که بودم آخه تا کی گرفتار هبوطم؟ توو دنیایی که جایت آرزوهاست کسی جز تو منو عاشق نمیخواد بیا تا سر بذارم روی شونت دلم مثل خودت تنهای تنهاست هنوزم زخمیه سیب فریبم اسیر این شبای نانجیبم تو خوبی کن بیا به خلوت من تو که میدونی من اینجا غریبم هنوزم عکس چشمات روبرومه نگاه تو تمام آرزومه بذار باور کنم دستاتو دارم نگیری دستامو کارم تمومه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/15ساعت 12:43 توسط شاپرک |
|
|
ميخوام از آينه ها دل بكنم - اما دل نميذاره
راه بيفتم ، دل به دريا بزنم - اما دل نميذاره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 13:18 توسط شاپرک |
|
|
سردی نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست
تو بدون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه خوندن من یه بهانه ست یه سرود عاشقانه ست من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم تو خودت دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست می میرم،جواب دنیا رو میدم خاطرات تو رو چه خوب چه بد هک می کنم توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/04ساعت 10:28 توسط شاپرک |
|
|
دلم تنگ ميشه ...
ديشب كنار پنجره به ياد تو ستاره بارون شدم
دوباره توي هواي كوچه به خاطرت خيس از نم بارون شدم
ديشب دوباره چشام هواي چشماتو كرد
ديشب دوباره دستم دلتنگيه دستاتو كرد
ديشب دوباره دلو براي تو شكستم
ديشب كه دفتر عشقو ورق مي زدم
دوباره اسمتو تو گوشه گوشه اون نوشتم
ديشب ديدم ديگه داره دلم برات تنگ ميشه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/26ساعت 21:54 توسط شاپرک |
|
|
زير باران بيا قدم بزنيم
حرف نشنيده اي به هم بزنيم نو بگويم و نوبينديشيم عادت كهنه را به هم بزنيم و ز باران كمي بياموزيم كه بباريم و حرف كم بزنيم كم بباريم اگر، ولي همه جا عالمي را به چهره نم بزنيم چتر را تا كنيم و خيس شويم لحظه اي پشت پا به غم بزنيم سخن از عشق خود به خود زيباست سخن عاشقانه اي به هم بزنيم قلم زندگي به دست دل است زندگي را بيا رقم بزنيم سالكم قطره ها در انتظار تواند زير باران بيا قدم بزنيم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/07ساعت 11:51 توسط شاپرک |
|
|
از دار دنیا ... منم و یه ستاره
اونم که می خواد...بره تنهام بذاره هر چی که میگم نرو...فایده نداره می خواد دلم رو...به زانو در بیاره میگم بیا تا...یکی باشیم دوباره آهسته...آروم،میگه نه با اشاره پیشش می شینم...تا بتونه دوباره گذشته ها رو...باز به خاطر بیاره یادش بیاد این...دل عاشق بیچاره تو دنیا...نداره چیزی جز ستاره پا میشه میره...منو تنها میذاره با رفتنش رو ...دل من پا میذاره از ابر چشمام ...بارون غم می باره طفلی دل من...که شده پاره پاره |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/21ساعت 16:6 توسط شاپرک |
|
|
يه روز تو دفتر دلم ، تصوير عشقو كشيدم تو خلوت سرد تنم ، يه ردپايي كشيدم درست مثل يه همسفر تو قصه ها مي ديدمش آخه توي دفتر عشق يه رنگ خوب كشيدمش اما نمي دونم چي شد سياهي دورش حلقه زد از توي نقشه دلم چه بي خبر پر زد و رفت آخه مگه نمي دونست قلبشو آبي كشيدم ديگه توي دفتر دل ، تصويرعشقو نديدم كنار عكسش خودمو ، با چشم گريون كشيدم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/10/18ساعت 22:5 توسط شاپرک |
|
|
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام قد بکش تو باور من زیر سایه بون دستام خواب سبز رازقی باش عاشق هميشگي باش خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم نمیخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم تو نـذار آخـر قصه حرفـمو نگفته باشم...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت 23:33 توسط شاپرک |
|
|
به تو مديونم هميشه مگه ميشه بي تو باشم از شبي كه روبرومه چه جوري بي تو رها شم به تو مديونم هميشه مثل شب به صبح فردا مثل موج سرد و تنها به نگاه ناز دريا به تو مديونم هميشه من خسته من ويرون مثل خاك سرد و تشنه به نوازش هاي بارون به تو ميرسم دوباره زير رگبار ستاره وقتي بارون نگاهت توو حريم شب ميباره اگه پاياني نباشي واسه بغض خسته گي هام چه جوري برگردم از اين جاده هاي بي سرانجام تو خداي عاشقايي به تو مديونم هميشه وقتي اسمت رو ميارم لحظه لحظه تازه ميشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/09/27ساعت 23:48 توسط شاپرک |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/09/26ساعت 22:14 توسط شاپرک |
|
|
يه دل مي گه برم ، برم
يه دل مي گه نرم نرم طاقت نداره دلم بي تو چه كنم ؟ پيش عشقي زيبا زيبا خيلي كوچيكه دنيا دنيا با ياد توام هر جا هر جا تركت نكنم سلطان قلبم تو هستي تو هستي با من پيوستي اكنون اگر از تو دورم به هر جا بر يار ديگر نبندم دلم را سرشارم از آرزو و تمنا اي يار زيبا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/09/20ساعت 23:30 توسط شاپرک |
|
منم و یه کوله راه ناگزیر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/09/12ساعت 21:44 توسط شاپرک |
|
|
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه
اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه
با تو اما ميرسم به قله ی آوازم
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم
نذار از نفس بيفتم تویی تنها راه چاره آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره تویی که عشقمو از نگاه من می خونی تویی که تو تپش ترانه هام پنهونی تویی که همنفس همیشه آوازی تویی که آخر قصه ی منو می دونی اگه کوچه ی صدام یه کوچه ی باریکه اگه خونم بی چراغه، چشم تو تاریکه می دونم آخر قصه می رسی به داد من لحظه یکی شدن تو آینه ها نزدیکه آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/09/06ساعت 23:0 توسط شاپرک |
|
|
من براي تو ميخونم هنوز از اين ور ديوار
هر جاي گريه كه هستي خاطره هاتو نگه دار تو نمي دوني عزيزم حال روزگار مارو توي ذهن آينه بشمر تك تك حادثه هارو خورشيدو از ما گرفتن_شكر شب_ ستاره پيداست از نگاه ما جرقه _ صد تا فانوسه يه روياست من براي تو ميخونم بهترين ترانه هارو دل ديوار بلرزون تازه كن خلوت مارو هم غصه بخون با من تو اين قفس بي مرز لعنت به چراغ سرخ لعنت به چراغ سبز
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/04ساعت 12:25 توسط شاپرک |
|
|
فصل بارونی بیشه رنگ چشمات همیشه
حس تازه بودن من بی نگاه تو نمیشه اگه دیروز اگه فردا اگه با هم اگه تنها با توام خود خود تو اگه حتی توی رویا نه می افتم به پای تو نه می میری برای من همیشه رد پات پیداست کنار رد پای من کاش دوباره بودن من رنگ بودن تو باشه که در بسته قلبم باز با دستای تو واشه تو مثل شبای مهتابی و بارونی وقتی که نباشی دلگیرم و می دونی حرفای دلم را با اشک تو می گفتم بارون که می باره باز یاد تو می افتم از غم من و تو تب من و تب تو همه بی خبرن از دل من و تو شب من و شب تو همه بی خبرن.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/24ساعت 21:30 توسط شاپرک |
|
|
نه ميشه باورت كنم ،نه ميشه از تو رد بشم
نه دل دارم كه بشكني،نه جون دارم فدات كنم نه مي تونه تو خلوتش،دلم صدا كنه تو رو كجا برم كه عطر تو ،نپيچه توي لحظه هام چه جوري از تو بگذرم،تويي كه معني مني نه ساده اي ، نه خط خطي،نه دشمني،نه همنفس نميشه با تو باشم و،اسير دست غم نشم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/23ساعت 21:6 توسط شاپرک |
|
پاييز را دوست دارم...
پاييز را دوست دارم، بخاطر غريب و بي صدا آمدنش پاييز را دوست دارم، بخاطر رنگ زرد زيبا و ديوانه کننده اش
پاييز را دوست دارم، بخاطر خش خش گوش نواز برگ هايش
پاييز را دوست دارم، بخاطر صداي نم نم باران هاي عاشقانه اش
پاييز را دوست دارم، بخاطر رفتن و رفتن... و خيس شدن زير باران هاي پاييزي
پاييز را دوست دارم، بخاطر بوي مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
پاييز را دوست دارم، بخاطر غروب هاي نارنجي و دلگيرش
پاييز را دوست دارم، بخاطر شب هاي سرد و طولاني اش
پاييز را دوست دارم، بخاطر تنهايي و دلتنگي هاي پاييزي ام
پاييز را دوست دارم، بخاطر پياده روي هاي شبانه ام
پاييز را دوست دارم، بخاطر بغض هاي سنگين انتظار
پاييز را دوست دارم، بخاطر اشک هاي بي صدايم
پاييز را دوست دارم، بخاطر سالها خاطرات پاييزي ام
تقدیم به دوست پاییزی... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/18ساعت 15:13 توسط شاپرک |
|
|
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت تو ماندگاری در دلم می دانمت می دانمت ای همه ی وجود من نبود تو نبود من ای همه ی وجود من نبود تو نبود من
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/13ساعت 20:56 توسط شاپرک |
|
|
پرم از سکوت پرم از گریه پرم از یک دنیا گله
خسته ام خسته ام خسته ام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/10ساعت 16:48 توسط شاپرک |
|
|
من همون جزیره بودم
خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر گرم یه عزیز در دونه بودم پیش چشم خیس موجها یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی را تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرو رو شد واسه ی داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم پرید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا من و دل اما نشستیم چشم براهت لب دریا دیگه تو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره ولی حتی وقت مردن باز سراغت رو می گیره می رسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم ولی تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/08ساعت 21:39 توسط شاپرک |
|
|
سبب منم که مي شکنم
اما حرفي نميزنم اگه هيچ کس برام نموند واسه اينه که سبب منم
کاش بدوني ماتمه دنيام بي تو فقط دنيا مي خوام کي ميدونه اين حسرتها چه کرده با روز و شبام تو زندگيم يه دنيايي يه کابوسم تو رويايي يه پاييزم تو بهاري من يه مرداب تو در از اين گريه چه ميدوني نه دردمي نه درموني به چه اميد مي خواي باشي که پيش دردام بموني يه کابوسم تو رويايي يه پاييزم تو بهاري من يه مرداب تو دريايي
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/05ساعت 23:42 توسط شاپرک |
|
|
تقدیم به...(گل سرخ)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/05ساعت 21:44 توسط شاپرک |
|
|
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه
همه غصه های دنیا توی سینه منه توی قطره های بارون می شکنه بغض صدام دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره تموم غصه هارو از دل من بر می داری وقت بیداری بازم غم می شینه تو حنجره |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/05ساعت 21:27 توسط شاپرک |
|
|
بارونو دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره وقتی که بارون می باره بارونو دوست دارم هنوز بدون چتر و سر پناه جا می گیرند توی یه آه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/03ساعت 23:48 توسط شاپرک |
|
|
به خدا معجزه خواهد کرد:یک دل پر احساس
یک لب پر خنده و کلامی که از آن عاطفه می بارد...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/03ساعت 23:0 توسط شاپرک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم راستی چی شد چجوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
|
RSS
|